(این پست همیشه در سرِِ ِ گفتارهاست.برای نوشتارهای نوُ پایین را نگاه کنید)
درود بر شما
فردوسی بزرگ با شاهنامه اش فرهنگ ایران را پاسداری کرد
فرهنگی که پس از سه سده دردست فراموشی بود
بزرگان دانشمند ما یکان یکان سربریده شده بودند.
نوشتمانده ها سوزانده شد.
آتش آتشکده ها به خاموشی و ویرانی کشیده شد
خراج های سنگین بیشتر مردم را به گردن نهادن به اسلام واداشت
پسر به پدر بداندیش شد و غم و رنج همه ی ایران را فراگرفت
خورش ها کشک و پوشش گلیم شد
عزاداری جایش را به جشن های ایرانیان داد
نبید و شراب حرام گشت و خون خلق حلال
و.........
تا آنجاپیش رفت که :
امام محمد غزالی که از بزرگان اسلام است(450هجری) و در فقه بزرگترین، ( شوربختانه از مردم توس هم هست )در احیا العلوم خود میگوید:در روز سده چراغ روشن نکنید تا راه گبرکان را از پیش نگیرد(میدانید که در این روز ایرانیان بر بام ها آتش ایزدی را روشن میکردند و جشن میگرفتند)
همو گوید: نام نوروز را بر زبان نرانید و بجای آن نام روزهایش را بگوید(نامهای اسلامی :مانند دوم صفر)و در آن ایام حدیث است روزه بگیرید و از خانه بیرون نشوید تا نام نوروز فراموش شود.
و نیز گوید:(در باب حرامهای کاسبی و تجارت)حرام است خرید فروش شمشیر چوبی و کلاه برای بازی بچه گان در نوروز و نیزخرید لباس نو در نوروز .
این گوشه ای ست از سخنان دشمنان ایرانیِ ایران تنها پس از چهار سده .
اکنون بنگرید بزرگی کار فردوسی راکه با شاهنامه اش به تنهایی همه ی ایران را برای ما سرود
آری همه ی ایران ،به راستی اگر شاهنامه نبود امروز ماهم چون دیگر کشورهای مسلمان شده( چون مصر و سوریه و ...)عرب زبان بودیم و خود را عرب میدانستیم چرا که آنان پیش از اسلام هیچ یک عرب نبودند اما امروز خود را عرب میدانند و نه از زبانشان بیاد دارند نه از فرهنگشان .
آری ما همه وامدار فردوسی بزرگ هستیم
روانش در گرزمان دادار شاد
و اما
شوربختانه از همان روز نخست که فردوسی ما کمر به سرودن شاهنامه بست دشمنی ها ؟آغاز شد و تا توانستند به آزار او در زمان زندگیش کوشیدند و با درگذشت ش تا آنجا که توانستند به شاهنامه اش دست بردندو داستانها برای زندگی سرشار از پاکی او نگاشتند
آزاردهنده تر از همه اینکه چنان نمایاندند که فردوسی شاهنامه اش را برای تُرک زرخرید، محمود، سروده است حال آنکه محمود در زمان آغاز سرایش شاهنامه کودکی بود که به سخن استاد بزرگ فریدون جنیدی در کوچه ها گردو بازی میکرد.آری. و سالهاست که روان انوشه آن بزرگوار را با این سخنان دروغ آزرده اند و آزرده ایم
در شاهنامه اش تا آنجا دست بردند که شاهنامه ای که به ما رسید تنها بویی از شاهنامه او را داشت تا اینکه استاد بزرگ فریدون جنیدی فرزند راستین فردوسی نمایاند که چه اندازه دروغ در شاهنامه گنجانده اند
ما که فرزندان این سرزمینیم و مهر میهن را اگرچه کمرنگ اما هنوز در جان و روان خویش داریم باید بکوشیم تا دوباره شاهنامه را دریابیم و در زندگی مان بگنجانیم که تنها راه ایرانی دوباره آباد شناخت و بکارگیری شاهنامه است
شاهنامه تنها داستان نیست، تاریخ ماست ،فرهنگ ماست، زبان ماست ،آیین ماست
در گفتارهایی که اندک اندک گزارده میشود به بررسی آن میپردازیم و خواهید دید که سرچشمه های شاهنامه همانا اوستاست و ما آن اندازه دور مانده ایم که تنها و تنها آنرا یک کتاب افسانه میدانیم که اینگونه نیست
شاهنامه شیوه ی زندگی را نشان میدهد ویژه امروز که ما همه ی فرهنگ و آداب و شیوه زندگی نیاکانمان را بدست فراموشی داده ایم
بگذریم
این تارنگار در راستای شناخت درست شاهنامه پایه ریزی شده است و چند تن از میهن دوستان به ریخت(=شکل) گروهی گفتارهارا برای شما بینندگان فراهم می آورند باشد تا گامی برداریم برای ایران و ایرانیانی بهتر
از آنجا که گفتارها از یک نفر نیست جای دارد که بر هر سخنی که می خوانید بیندیشید و اگر جایی پرسشی و ایرادی می بینید درمیان بگذارید تا به بررسی بیشتر آن بپردازیم
ناگفته نماند که هیچ یک از دوستان به نوشته دیگری دست نخواهند برد مگر اینکه ایرادها گوشزد شود و باهم اندیشی گروه آن بخش بدست خود نگارنده دگرگون شود
درسرنام هر گفتار نام نگارنده ی گفتار خواهد آمد
سخن پایانی اینکه
همه ی دوستانی که میخواهند گامی در راه ایران بردارند با آغوش باز پذیراییم و میتوانند گفتارهایشان را برای گروه بگذارند و بانام خودشان در تارنگار گذارده شود
تنها امید ما این است به یاری یزدان آتش میهن دوستی ِ کم فروغ یاخاموش شده ی جوانان امروز مان را دوباره در دلهایشان روشن گردانیم تا با این نور ایزدی و مهر میهن گامی در راه ایرانی آباد بردارند
به امید ایرانی دوباره سرافراز
فرزندان فردوسی- انارم روز از آبان ماه 3749 دینی

